نمیدونم از چی ناراحت بودم ک تمام گذشته و ناکامی هاشو ، کوبوندم تو صورتش...احتمالا شکست... تقصیر خودشم بود، نباید ب پر و پام میپیچید /:
*__*believe*__*...ما را در سایت *__*believe*__* دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: سه شنبه 1 مرداد 1398 ساعت: 20:44
خیلی تحمل قیافه الانتو داریم زرتو زرتم عکسای شیشلیکه پیریه خودتونو استوری کنین /:
"عنتلکتوئلیسم"
ب جای واژه ی شیشلیک میتوانید واژه ی اصلی را جایگذاری کنید!
- جلسه اول کلاس سفال خوب بود. در واقع ساخت زیورآلات سفالیه.
*__*believe*__*...ما را در سایت *__*believe*__* دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: سه شنبه 1 مرداد 1398 ساعت: 20:44
کتاب "دختری ک رهایش کردی" از جوجو مویز
و کتاب "موریانه" از بزرگ علوی
اولیه در دست خوندنه. دومیه دست بابامه.
- پسر عموی گرد و قلمبه م یادگرفته با آرمیچر کار کنه. هر وسیله ای رو میبینه میخواد بدونه توش آرمیچر داره یا نه! نفس دختر عموشه اصن!
- شرایط بدجور شخماتیکه /: بدجووررررر
*__*believe*__*...ما را در سایت *__*believe*__* دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: سه شنبه 1 مرداد 1398 ساعت: 20:44
- دسشویی شستم!
بلکه الگویی باشم برای همسن و سالانم جهت کمک ب خانه و خانواده!
*مرا از چشم ها انداخت خوبی های بی حدم
که دل را میزند چیزی ک بی اندازه شیرین است*
یه جایی بالاخره باید مسیرو عوض کرد دیگه...
یا مثلا خدافظی کرد...
*__*believe*__*...ما را در سایت *__*believe*__* دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: سه شنبه 1 مرداد 1398 ساعت: 20:44
ما را در سایت *__*believe*__* دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: سه شنبه 1 مرداد 1398 ساعت: 20:44
ظهری از خنده ی زیاد سردرد گرفتم!
از اول دبیرستانم ک این بشرو شناختم همیشه حالم باهاش خوب میشد...
پایه بود .
دیوونه بازیا ،
خنده های با صدای بلند ،
حتی استرس امتحانا و استرس کنکور ،
برنامه ریزی مشترک واسه درس خوندنامون ،
همزمان گوش دادن به یه آهنگ ،
دردودل کردن ها...
پایه ی حال خوبم بوده همیشه...
حرف زدن باهاش همه ی غمامو میشوره میبره...!
رفیق 6 خودمه ! #فاطمه
*__*believe*__*...ما را در سایت *__*believe*__* دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 50 تاريخ: سه شنبه 1 مرداد 1398 ساعت: 20:44